اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

نامه‌ی پردیس علوم دانشگاه تهران در مورد مجلات فاقد اعتبار



توضیحات اضافی از سوی این بلاگ:
. یکی از نشریات فاقد اعتبار موجود در این لیست
Tetrahedron Letters
است که سابقه انتشار طولانی دارد و توسط الزویر هم چاپ می شود و پول هم نمی گیرد. با این حال به عنوان نشریه بی اعتبار معرفی شده است. بنده لیست تعداد مقالات ایرانی چاپ شده در این ژورنال را از اسکوپوس استخراج کرده
ام که در نوع خود جالب است

2008

2007

2006

2005

2004

2003

2002

2001

2000

49

44

40

28

27

26

19

12

5

اینم یه جورشه!

قرار دادن نام افراد در کمیته‌ی علمی کنفرانس بدون اطلاع آن‌ها!
من پس از دریافت یک ایمیل حاوی تبریک به این کنفرانس پی بردم و با تعجب نام خود را در صدر کمیته‌ی علمی دیدم. امروز با معاون پژوهشی آن دانشگاه صحبت کردم. گفت: «نامه به شما نرسیده؟!». گفتم که شاید برای شما هم جالب باشه این روش جدید برای تبلیغ کنفرانس! دکتر جابری پور هم مشمول این محبت ناخواسته شده است. از دیگر همکاران نام‌برده خبری ندارم.

پ.ن: لبنک کنفرانس (اسم بنده را برداشته اند)

۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

در مورد تعداد ارجاعات به مقاله

از سید امیر مرعشی

با سلام
فرض کنید پژوهشگری یک مقاله چاپ کرده است (که من در اینجا آن را مقاله قدیمی می نامم). بدیهی است که اگر یک مقاله قدیمی خیلی خوب باشد تعداد ارجاعات زیادی هم خواهد داشت، اما همان طور که دکتر صلواتی پور هم فرمودند، نمی توان گفت هر مقاله ای که تعداد ارجاعات بالایی دارد مقاله مفیدی است. اگر بخواهیم ببینیم آیا تعداد ارجاعات ملاک خوبی برای خوب بودن مقاله قدیمی هست یا نه، نخست باید بررسی کنیم و ببینیم موقع نوشتن مقاله های جدید چه کسانی به آن مقاله قدیمی ارجاع می دهند. برای روشن شدن بیشتر موضوع چند مثال می آورم:

یک- دکتر گارفیلد (بنیان گذار آی اس آی و آنالیز تعداد ارجاعات) در یک مطالعه به سراغ محققی به نام برونینگ رفته است. به طور خلاصه، آمار زیر در مورد ارجاعات حدود 20 مقاله برونینگ استخراج شده است: در مجموع 200 مورد ارجاع وجود داشته که 80 مورد آن ارجاع به خود بوده، و 33 مورد هم نتایجی بوده که در تضاد با نتایج برونینگ اعلام شده. از این میان فقط 10 مقاله نتایجی مشابه و در تایید نتایج برونینگ به دست آورده بودند. (تعداد زیادی رفرنس هم بوده که خنثی بوده اند و نتیجه گیری خاصی انجام نداده بودند). همچنین، از میان 38 مقاله ای که از روشهای معرفی شده توسط برونینگ استفاده کرده بوده اند، 21 مقاله به نتایج منفی رسیده اند. حالا شما در نظر بگیرید که کسی به شما بگوید یک نویسنده ایرانی طی حدود 8-9 سال، 20 مقاله چاپ کرده که تا حالا در مجموع بیش از 200 بار مورد ارجاع قرار گرفته است. آیا پیش خودتان نمی گویید «آفرین! عجب پژوهشگر توانایی!»؟
لینک مقاله:
http://dx.doi.org/10.1001/jama.263.10.1424
E. Garfield and A. Welljams-Dorof (1990)The impact of fraudulent research on the scientific literature. The Stephen E. Breuning case. JAMA 263: 1424-1426

دو- همیشه این سوال را در ذهن داشتم که وقتی به دنبال یک موضوع داغ هستم، چه کسان دیگری راجع به این موضوع مشغول تحقیقند. به همین دلیل، ارجاعاتی را که به چند مقاله نسبتا جدید داده شده بود دنبال می کردم. اما پس از مدتی به یک مشاهده جالب رسیدم: بیشتر ارجاعات، ارجاع به خود بودند! بقیه هم به نظر می رسید همه «مقاله مروری» باشند!!! به همین دلیل، در یک مطالعه پایلوت کوچک تعداد 10 ژورنال را در نظر گرفتم و موارد ارجاع به آنها را در یک بازه زمانی حدودا دو ساله استخراج کردم (متوسط ضریب تاثیر این ژورنالها حدود 1 بود). جالب است بدانید که همین نتایج جالب تقریبا در مورد همه این ده نشریه دیده می شد. جالبتر آنکه موارد ارجاع به خود با موارد ارجاع مقالات مروری همبستگی منفی معنی داری داشتند. به این مفهوم که احتمالا اگر نویسنده ها مشاهده می کرده اند که کسی به مقاله آنها رفرنس نداده (و این رفرنس دهنده هم معمولا کسی نیست جز همان نویسنده مقاله مروری که تلاش می کند رفرنس هایش آپ تو دیت باشند) خودش دست به کار می شود و به خودش رفرنس می دهد! البته این موضوع نیاز به بررسی بیشتری دارد، اما همین حالا هم نشان می دهد که اگر مقاله نویسان احساس کنند برای داشتن ارجاعات بیشتر تحت فشار هستند چه رویکردی خواهند داشت. به این ترتیب شمارش تعداد ارجاعات (در بازه زمانی کوتاه) شاید نتواند اهمیت یک مقاله را مشخص کند. برای مثال، اگر چندین مورد ارجاع به یک مقاله هم وجود داشته باشد اما همه آنها توسط مقالات مروری باشند، به سادگی می توان گفت این تعداد بالا فقط و فقط به داغ بودن موضوع مربوط می شود، و نه الزاما به خوب بودن مقاله (چرا که در مقالات مروری در بسیاری اوقات نتایج متناقض را هم با هم مقایسه می کنند). همچنین با توجه به اینکه ضریب تاثیر به تعداد ارجاعات در بازه زمانی دوساله مربوط است، این ضریب هم به شدت تحت تاثیر موارد ارجاع به خود و موارد ارجاعات توسط مقالات مروری است.

لینک مقاله:
http://dx.doi.org/10.1016/j.mehy.2005.05.003
S.A. Marashi (2005) On the identity of "citers": Are papers promptly recognized by other investigators?
Med. Hypoth. 65: 822

سه- مقاله بسیار جالبی را اخیرا مشاهده کردم که برای ارجاع دادن یک مدل ریاضی ارائه کرده بود که به طرز عجیبی با داده های واقعی همخوانی داشته است. در این مدل این طور فرض می شود: هر محقق در هنگام نوشتن یک مقاله تعدادی مرجع نسبتا جدید را انتخاب می کند، و به آنها ارجاع می دهد، و در ضمن با یک توزیع احتمال مشخص تعدادی از رفرنس های موجود در این مقالات را هم به لیست ارجاعات مقاله خودش اضافه می کند. این مدل به طرز عجیبی ویژگیهای مشاهده شده در مورد ارجاعات را درست پیش بینی می کند. برای مثال توضیح می دهد که تعداد ارجاعات به مقاله ها از توزیع «قانون-نمایی» یا
power-law
پیروی می کند. همچنین پدیده «زیبای خفته» را هم توضیح می دهد. (در این پدیده، دیده می شود که بعضی مقاله ها وجود دارند که سالها مورد ارجاع قرار نگرفته اند، اما ناگهان انگار شاهزاده ای می آید و آنها را از خواب بیدار می کند و ظرف مدت کوتاهی چندین بار مورد ارجاع قرار می گیرند.) جالب است که این مدل وقوع چنین مواردی را هم پیش بینی می کند. اگر این مدل درست باشد، نتیجه ناراحت کننده ای به دنبال دارد: کسانی که به یک مقاله قدیمی تر ارجاع می دهند، ممکن است اصلا آن مقاله را ندیده باشند! (بنده بارها با چنین پدیده ای مواجه شده ام که به نظر می رسد نویسنده مقاله و نیز داور نشریه اصلا زحمت بررسی تعدادی از رفرنس ها را به خود نداده اند. برای مثال، یک مقاله زیستی یا پزشکی، صرفا به خاطر عنوان عجیبی که داشته، توسط مقالات کامپیوتری مورد ارجاع قرار گرفته، در حالی که موضوع دو مقاله مطلقا هیچ ارتباطی به هم نداشته و ارجاع از لحاظ علمی کاملا نابجا و نامناسب بوده است).

لینک مقاله:
http://dx.doi.org/10.1002/asi.20653
M.V. Simkin, V.P. Roychowdhury (2007)A mathematical theory of citing. Journal of the American Society for Information Science and Technology. 58: 1661-1673.

نتیجه: کسانی که به یک مقاله قدیمی تر رفرنس می دهند، الزاما نتایج آن را تایید نمی کنند. موارد ارجاع به خود که به وضوح نمی توانند چیزی را اثبات کنند. مقالات مروری هم حساسیتی روی صحت نتایج ارائه شده ندارند و فقط هدفشان مرور کردن سابقه بحث است. گذشته از اینها ممکن است مقاله نادقیقی چاپ شود و پس از آن چندین محقق به طور مستقل نشان دهند که نتایج ارائه شده دارای اشکال بوده، و در نتیجه مقاله به دفعات مورد ارجاع قرار گیرد. در پایان نیز همواره موارد زیادی از ارجاع وجود دارد که ارجاع دهنده اش اصلا از ماهیت مرجع باخبر نیست. حال چطور می توان تعداد ارجاعات را یک ملاک سالم و بی نقص برای کیفیت پژوهش دانست؟

۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

شکایت یک مولف از سرقت علمی از مقاله اش در یک مجله‌ی الزویر

-----Original Message-----
From: "Eamonn Keogh " <eamonn@cs.ucr.edu>
To: dbworld@cs.wisc.edu
Date: Mon, 1 Dec 2008 19:50:00 -0600
Subject: [Dbworld] Elsevier handling of plagiarism case


On the 16th of February 2008, I sent an email to the Editorial board of Elseviers Journal of Computational and Applied Mathematics. The email, with the subject heading “Dear Editors, I would like to ask you to investigate a paper which appears in your journal for plagiarism” pointed out that paper [a] was plagiarized.

The Editorial board immediately did.. ..nothing. On October 23 2008, I sent a follow-up email noting that “I pointed out a transparent example of plagiarism in your journal, and no one from the editorial board has contacted me about an investigation”.

This time I got a response from Luc Wuytack, Principal Editor Journal CAM. He said “Considering the fact that your paper was referenced several times in Chen's paper, there was no need to further investigate your claim.”

To say I was dumbfound would be an understatement. I tried to go over the heads of the EB by emailing the publisher. At first this seemed to work, Lucia Franco did respond on 11/10/2008, and say “let me assure you that we take allegations of plagiarism very seriously.”. However, since then he has not communicated with me, he has not responded to email, and the paper in question is still online.

I can understand the need for caution when the claim of plagiarism is subjective or on the borderline, however in this case the paper steals figures, ideas and text. It even manages to steal text from at least 6 different papers! See
http://www.cs.ucr.edu/~eamonn/plagiarism.pdf

What is my point?

The Editorial board of Journal of Computational and Applied Mathematics is either incompetent or lazy or both. Perhaps they are not as bad as M. S. El Naschie [b], but they should be replaced.

Elsevier Journals are not cheap, if they expect our libraries to pay the hefty subscription fees, they should make an effort to do some quality control. I will be forwarding this communication to my library.

Best wishes, eamonn


[a] Multi-scale anomaly detection algorithm based on infrequent pattern of time series Xiao-yun Chen ,Yan-yan Zhan. Journal of Computational and Applied Mathematics 214 (2008) 227 ¨C 237

[b] http://golem.ph.utexas.edu/category/2008/11/the_case_of_m_s_el_naschie.html
_____________________________

۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

مجلات کم اعتبار و H-index

از: حمیدرضا حبیبیان

با سلام،

مدتي است كه اين وبلاگ را مي‌خوانم. تقريباً با تمام مباحثي كه اينجا مطرح مي‌شود موافقم اما نكاتي در مورد مجلات كم اعتبار وجود دارد.‌ به نظر من اين درست نيست كه بياييم و ليست چند مجله را اينجا ذكر كنيم و بگوييم كم اعتبار هستند و داوري درست و حسابي ندارند و بحث‌هاي ديگري را پيش بكشيم.‌ براي اين حرفم دلايلي دارم كه به بعضي از آنها اشاره مي‌كنم:

1- برخي از اين مجلات تازه شروع به انتشار كرده‌اند و نظر دادن و زير سوال بردن آنها شايد عجولانه باشد.

2- اينكه مجلات پولي باشند يا در عرض دو ماه جواب مي‌دهند دليل بر بد بودنشان نيست. مي‌توانم مجله‌اي را برايتان مثال بزنم كه حدود يك و نيم ميليون تومان براي چاپ مقاله دريافت كرده و پروسة داوري آن بين يك تا دو ماه طول مي‌كشد. اما در زمينة خودش داراي رتبة اول مي‌باشد. در حقيقت بيشتر مقالات چاپ شده در آن بعدها در مجله Nature چاپ شده‌اند. جالب است بدانيد تا به حال فقط دو مقاله در اين مجله چاپ شده كه تمام اعضايشان از ايران بودند. از اين دست مجلات كه هم پولي هستند و هم زود جواب مي‌دهند كم نيست!‌ در ضمن بسيار معتبر هم مي‌باشند.

3- مدل پول گرفتن از مولف براي مقاله (Author Pay Model) روشي است كه در چند سال اخير در مورد توجه قرار گرفته است. اكثر مجلات معتبر در زمينه فني تمايل دارند از اين مدل استفاده كنند. يعني پول را از مولف دريافت كرده،‌ در عوض مقاله به صورت آنلاين در دسترس همه قرار مي‌گيرد در نتيجه همه به سرعت مي‌توانند از پيشرفت‌ها و ايده‌هاي جديد با خبر شده و در جهت پيشرفت آن كار ايده‌هاي جديد مطرح كنند!‌ من نوعي وقتي ايده‌اي مطرح مي‌كنم دوست دارم خيلي سريع به دست ديگران رسيده،‌ نقد شده و پيشرفت داشته باشد، نه اينكه چند سال بعد كسي به طور اتفاقي به آن برخورد كند! البته اين روش اشكالات زيادي دارد كه فعلا در دست بررسي است. اما به نظر مي‌رسد دير يا زود اكثر مجلات معتبر به اين سمت خواهند رفت. خود من داور يكي از Transaction هاي IEEE هستم. حدود دو ماه قبل، IEEE نظر سنجي‌اي از تعداد محدودي از داورانش انجام داد مبني بر اينكه چگونه به سمت استفاده اين مدل حركت كنند! مبالغي هم كه در نظر گرفته بودند بيش از 2500 دلار بود. البته براي اين مساله حدود 50 سوال مطرح كرده بودند كه در نهايت با توجه به تمامي اين جنبه‌ها تصميم خواهند گرفت.‌

4- امكان ندارد بتوانيم در اين سايت براي تمامي رشته‌ها مجلاتي را كه كم اعتبار هستند و مشخصاتشان بارها در اين وبلاگ اشاره شده، بشناسيم. ما فقط در صورتي پي به بعضي‌ از اين مجلات خواهيم برد كه ببينيم اطرافيانمان به تعداد زياد و در يك بازة كوتاهي در مجله‌اي خاص مقاله چاپ كرده‌اند. در حالي كه حتماً مجلات اين‌چنيني ديگري وجود دارد كه هنوز نمي‌شناسيمشان و شايد عده قليلي و به تعداد كم در آنها مقاله چاپ كرده‌اند (يا خواهند كرد). اين شايد دور از عدالت باشد كه فقط اسم چند مجله ذكر شود.

5- بعضي از اين مجلات جزو مجلات ISI مي‌باشند. هر چند با Impact Factor پايين. هر چند با پروسه داوري ضعيف براي بعضي مقالات. اما ....... حتماً استانداردهايي داشتند كه در ليست ISI ذكر شده‌اند. مثالي مي‌زنم! مجلة Applied Mathematics and Computation توسط اين سايت به عنوان يك مجلة كم اعتبار شناخته شده!‌ البته لازم به ذكر است كه بنده حتي يك مقاله هم در اين مجله چاپ نكرده‌ام و فقط مي‌خواهم به نكاتي اشاره كنم و بگويم كه اظهارنظر در مورد يك مجله و اعتبار آن به اين راحتي نيست! به هر حال .... كم اعتبار شدن اين مجله از آنجايي مطرح شد كه مقاله‌اي توليد شده توسط يك نرم‌افزار توسط اين مجله پذيرفته شد. اما اگر پيگير قضيه بوده باشيد حتماً در سايت آن مجله و در همان زمان بايد مطلبي را ديده باشيد مبني بر آنكه از خواننده‌ها عذرخواهي گرديده و آن مقاله را از روي سايت برداشتند. گفتند كه چاپ نشده و كل Editorial Board مجله پس از آن قضيه عوض شد! بعضي اساتيد در اين مجله مقالات زيادي چاپ كرده‌اند و به اين ترتيب ارتقا و كلي اعتبار كسب كرده‌اند اما آيا اين امر به طور كلي ايرادي دارد؟ در مجالات معتبر هم از اين دست اتفاقات افتاده!‌ معمولا بعد از اينكه فردي در مجله‌اي چند مقاله چاپ كرد بقيه‌ مقالات وي در همان مجله راحت‌تر پذيرفته مي‌شوند!‌ ولو اينكه امكان دارد سطح بعضي از مقالاتش‌ پايين‌تر از آن مجله باشد!‌ به عبارت ديگر در مجلات بسيار معتبر هم مقالات كم ارزش وجود دارد!‌

6- شايد اينطور به نظر بيايد كه من قصد حمايت از مجلات كم اعتبار را دارم. اما همان‌طور كه عرض كردم نه نفعي دارم و نه مقاله‌اي در اين مجلات. فقط هدفم جلب توجه به مواردي است كه كمتر بحث شده‌اند. ضمن اينكه با توجه عنوان اين وبلاگ،‌ هدف مبارزه با دزدي ادبي و تقلب مي‌باشد. در حالي كه اكثر مطالب وبلاگ مربوط به معرفي و اثبات كم اعتبار بودن چند مجله‌اي بود كه حتماً تمام افرادي كه در آن حوزه‌ها فعاليت دارند خودشان بهتر از هر كس ديگه‌اي اين مجلات را مي‌شناسند. شايد بگوييد هدف اين است كه مي‌خواهيم بالاخره حرفمان به گوش عده‌اي برسد تا بلكه مسئولين كاري كند كه منبعد امتيازي به اين مجلات داده نشود! اما به نظر من اين كار مشكلي را حل نمي‌كند. خيلي راحت مجلات اين‌چنيني با چندين ساعت وقت گذاشتن پاي اينترنت پيدا مي‌شوند و قبل از آنكه مسئولان متوجه شوند باز عده‌اي به اين طريق اعتبار و ارتقا پيدا كرده‌اند!‌

7- سوال! پس راه حل چيست!‌؟ به نظر من راه حل وراي اين است كه بنشينيم و كلي انرژي صرف كنيم و اين مجلات را پيدا كنيم. بهتر است اگر آيين‌نامة ارتقا ايرادي دارد اين مساله به گوش مسئولين برسد! البته نكته‌اي ديگر را هم بايد در نظر گرفت!‌ آيين‌نامه بايد به گونه‌اي و به آرامي اصلاح شود كه خداي نكرده بي‌عدالتي در مورد افرادي كه تازه شروع به تحقيق كرده‌اند صورت نگيرد! ‌اينطور نباشد، حالا كه اساتيدي به درجه استاد كاملي رسيده‌اند ديوارها را براي بقيه بالا ببرند!

8- در آيين‌نامة جديد ارتقاي اعضاي هيئت علمي پژوهشي وزارت بهداشت بند جالبي وجود دارد كه چنان‌كه اين بند يا شكل ديگري از آن در آيين‌نامة ارتقاي هيئت علمي‌هاي آموزشي وزارت علوم هم گنجانده مي‌شد شايد كمي از اين مسائل را حل مي‌كرد. در آيين‌نامة مذكور يكي از شرايط ارتقا از دانشياري به استاد كاملي اين است كه متقاضي بايستي حداقل سه مقاله (به اسم اول يا اگر كار دانشجوست به اسم دوم) ISI داشته باشد كه به هر كدام از آنها حداقل در سه مقاله ديگر استناد شده باشد و از اين سه مورد فقط يكي مي‌تواند Self Cite يا استناد به خود باشد! حالا اگر كسي در مجلات كم اعتبار مقالاتي چاپ كند احتمال اين كه كسي به آن استناد كند، به شدت پايين مي‌آيد. چون همان‌طور كه مي‌دانيد بزرگ‌ترين و مهم‌ترين عيب اين مجلات كم بودن استنادات به مقالات آنها مي‌باشد. وگرنه اگر استناد زيادي به مقالات اين مجلات داده مي‌شد كه تبديل به مجلات معتبر مي‌شدند!!! اين آيين‌نامه اشكالاتي دارد كه مثلا شايد كسي با دوستانش تباني كند و به كارهاي يكديگر استناد كنند. كه البته اين‌كار كمي مشكل‌ است!‌ مخصوصاً‌ اگر براي ارتقا تعداد استنادات بيشتري مورد نياز باشد. اين اشكال با چند تبصره قابل رفع مي‌باشد.

9- روش فوق بسيار شبيه فاكتور H-Index مي‌باشد. اين فاكتور توسط Hirsch (فيزيك‌دان دانشگاه كاليفرنيا – سن‌ديه‌گو) در سال 2005 معرفي گرديد. براي دسترسي به اين مقاله مي‌توانيد به لينك (10.1073/pnas.0507655102) مراجعه كنيد. طبق اين مقاله به هر محققي فاكتوري به نام h اختصاص داده مي‌شود. محقق داراي فاكتور h خواهد بود هرگاه به هر يك از h مقاله از N مقالة‌ وي حداقل h بار استناد شده باشد و به هر كدام از (N-h) مقالة باقي‌ماندة وي حداكثر h بار استناد شود. به عبارت ديگر اگر فردي 10 مقاله داشته باشد زماني وي داري H-Index برابر با 3 خواهد بود كه سه مقاله داشته باشد كه به هر كدام ار آنها حداقل سه بار و به هر كدام از 7 مقالة ‌باقي‌مانده حداكثر سه بار استناد شده باشد!!! از نظر Hirsch يك فيزيك‌دان زماني مي‌تواند تقاضاي درجة‌ استاد كاملي نمايد كه در زمينة مورد تقاضا داري فاكتور h برابر با 18 باشد!‌ دقت مي‌كنيد!‌ يعني 18 مقاله داشته باشد كه به هر كدام از آنها حداقل 18 بار رفرنس داده باشند! چنانچه فردي داراي فاكتور h بالاي 45 باشد حائز شرايط عضويت در آكادمي ملي علوم ايالات متحده خواهد بود!‌ براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد ديتا بيس‌هاي معتبر مورد استفاده براي استخراج اين فاكتور علاوه بر مقالة فوق مي‌توانيد به آدرس (http://en.wikipedia.org/wiki/Hirsch_number) مراجعه نماييد. ليست افرادي كه در حوزة علوم كامپيوتري داراي فاكتور h بالاي 40 هستند را نيز مي‌توانيد در آدرس (http://www.cs.ucla.edu/~palsberg/h-number.html)‌ ملاحظه نماييد.

10- در خاتمه بار ديگر تكرار مي‌نمايم كه هدف من حمايت از مجلات كم اعتبار نيست. هدف بيان نكاتي بود كه شايد در جهت بهبود كيفيت كارهاي پژوهشي انجام شده در كشور كمكي نمايد.

۱۳۸۷ آذر ۱۰, یکشنبه

بررسی مدرک تحصیلی مدیران دولتی

اعتماد دز شماره امروز خود مطلب زیر را با عنوان "براي بررسي مدرک تحصيلي اسامي مديران دولتي قبل از سال 84 مشخص شد" آورده است. شاید در بعضی موارد مشکوک لازم باشد پرونده های ارتقاء های انجام شده در دانشگاه ها نیز بازبینی شود.

محمدمهدي زاهدي از استخراج اسامي مديران قبل از سال 84 براي بررسي مدارک تحصيلي و اعلام آنها روي سايتي که به همين منظور طراحي شده است، خبر داد. به گزارش مهر وزير علوم ديروز در حاشيه نشست روساي دانشگاه ها در جمع خبرنگاران با بيان اين مطلب گفت؛ «کميته بررسي مدارک مديران تشکيل شده و اعلام نتايج اين بررسي، بستگي به زماني دارد که مديران مدارک تحصيلي شان را در اختيار وزارت علوم قرار دهند.» وي افزود؛ مقرر شده مديرکل امور دانش آموختگان وزارت علوم که مديريت بررسي مدارک مديران را عهده دار است هر دو هفته يک بار درباره بررسي مدارک تحصيلي مديران اطلاع رساني کند. در حال حاضر اسامي تمامي کساني که قبل از اين دولت بوده اند و بررسي مدارک تحصيلي شامل حال شان شده است روي سايتي که به همين منظور طراحي شده قرار گرفته است. زاهدي درباره مدارک مديران دولت نهم نيز گفت؛ در مورد اين دولت نيز با همه وزرا و معاونان رئيس جمهور مکاتبه کرده ايم و خواستار شده ايم مدارک مديران را ارسال کنند. وزير علوم تاکيد کرد؛ يزدان پناه مديرکل امور دانش آموختگان وزارت علوم هر دو هفته يک بار درباره بررسي مدارک مديران اطلاع رساني مي کند.