اطلاعیه مهم

توجه: از این پس ما را در آدرس جدیدمان در بلاگ بیان دنبال کنید

استادان علیه تقلب :: pap.blog.ir

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

انجام اقداماتی که نتیجه واقعی دارند


من نگرانم که ما داریم از اهداف اصلی این وبلاگ دور میشویم و میترسم قبل از اینکه یک سری کارهای عملی برای بهبود اوضاع علمی کشور انجام دهیم، خسته شویم و هر کدام به دنبال کار خودمان برویم. به نظر من تا کنون به اندازه کافی بحث کرده ایم که بتوانیم کارهای زیر را انجام دهیم:

1- تشکیل کمیته ای برای تدوین قوانین جدید برای ارتقای هیات علمی دانشگاهها. این قوانین نباید فقط به شمارش مقالات، دانشجویان فارغ التحصیل شده و غیره بپردازند، بلکه باید معیارهای کیفی در آن لحاظ شوند. از کارهای این کمیته، بستن سوراخ دعاهایی است که مثلا موجب تشویق پارتی بازی، دور زدن سیستم و ایجاد بوروکراسی زائد بشود.

2- تشکیل کمیته ای که با مسوولان وزارت علوم، روسای دانشگاهها و دانشکده ها تماس بگیرد و هم آنها را در جریان کارهای کمیته بالا قرار دهد و هم نسبت به آموزش فرهنگ درست علمی در دانشگاهها اقدام کند. این کمیته باید برای تدوین قوانین توبیخی مناسب، چه برای دانشجویان، چه برای اساتید فعالیت کند. یک مکانیزمی باید در نظر بگیریم که جلوی مسامحه روسای دانشکده و دانشگاه را بگیرد (همیشه کار بسیار سختی است که یکی از "خودمان" را توبیخ کنیم)

3- تشکیل کمیته ای که به ایجاد یک دوره آموزشی کوتاه برای دانشجویان بپردازد. این دوره میتواند هم به مسایل اخلاقی بپردازد، هم به مسایلی مانند روش تحقیق، روش ارائه، تنظیم وقت دانشجو و دیگر مسایلی که کمک کند دانشجویان بتوانند تحقیق با کیفیت انجام دهند.

4- کمیته چهارم در پست زیر در حال شکل گیری است (بررسی کیفیت مجله ها). این کار، کار مفیدی است ولی به نظر من به اندازه موارد بالا اساسی و بنیادی نیست (در یک مجله بی کیفیت را میبندیم، یکی دیگه باز میشود)

(با تشکر از یادآوری دکتر شمس فرد)
5- راهکارهایی برای جلوگیری از تقلب در کنفرانسهای داخلی (مثلا یکی دو نفر از اعضای کمیته مسوولیت راه اندازی وب سایتهایی برای اتوماتیک کردن پروسه دریافت، داوری و تصمیم گیری درباره مقالات میشوند. لطفا به نظر آخر علی در پست 15 سپتامبر مراجعه کنید که در آن دو برنامه open sourceبرای مدیریت کنفرانس معرفی شده). همچنین اضافه کردن تمهیداتی مانند فرستادن ایمیل به همه نویسندگان مقاله در زمان ارسال و دیگر اقدامات مشابه توسط این کمیته تدوین میشود.

بنابراین، خواهشی که من از همه دارم این است که اولا این لیست من را اصلاح کنید (در قسمت نظرات) و ثانیا در تشکیل این کمیته ها و انجام کارهایی که عملا ما را به اهدافمان نزدیکتر میکند یاری دهید.

۱۳۸۷ مهر ۴, پنجشنبه

فراخوان همکاری برای بررسی برخی مجلات

ابتدا یک توضیح تکراری:
چنان‌چه بارها این‌جا ذکر شده، ما در این بلاگ به‌هیچ وجه قصد «مچ‌گیری» از کسی را نداریم. هدف ما والاتر و وقت ما با ارزش‌تر از آنست که بخواهیم دنبال متقلب بگردیم و هویت آنان را افشا کنیم. اما یکی دو نمونه از تقلب در مقاله که این‌جا گذاشته شد، خیلی‌ها را ترغیب کرده است که از طریق اینترنت و امکانات نرم‌افزاری (مانند docoloc) برخی مقالات منتشر شده را بررسی کنند و شباهت‌های خیلی زیاد و واضحی را در بیاورند، که یک نمونه از آن‌ها را در این‌جا قرار دادیم. هرچند از انجام این کار اکراه داریم، اما اگر تقلبی اثبات شود و هیچ شک و تردیدی در آن نباشد، قانوناً حق افشای آن‌را داریم. مثلاً اگر فردی مقاله‌ی تک‌نفره‌ای را در جایی چاپ کند که قابل دانلود باشد، و معلوم شود که کپی یک مقاله‌ی دیگر از نویسندگان خارجی است‌، این عملاً اثبات بدون انکار تقلب است. البته حتا در این شرایط هم علاقه‌ای به افشای متقلب نداریم.

آن‌چه در این مدت از بررسی مقالات دریافتی از طریق ایمیل به‌دست آمده، فهرستی از مجلاتی است که این مقالات را به‌سهولت چاپ می‌کنند:
البته روشن است که این مجلات حاوی مقالات خوبی هم هستند، که بحث آن این‌جا نیست.

ظاهراً
۱- مجریان، روسای هیات تحریریه‌ی این مجلات عمدتاً عرب یا پاکستانی هستند.
۲- اکثرا در همین یکی دو سال گذشته شروع به‌کار کرده‌اند.
۳- برای چاپ هر مقاله پول خوبی دریافت می‌کنند.
۴- زمان دریافت و زمان قبولی مقالات (که فاصله‌شان معمولا کوتاه‌ است‌) را در نسخه‌ی چاپ شده نمی‌آورند.
۵- این مجلات در جایی از آی‌اس‌آی ثبت شده‌اند. این یک علامت سوال بزرگ است که چرا مجله‌ای مثل «ساینتیا ایرانیکا» که ۱۷ سال است توسط دانشگاه صنعتی شریف منتشر می‌شود، هنوز نتوانسته است در آی‌اس‌آی ثبت شود. آقای دکتر محمد مهدیان دارد با تماس با این پایگاه علت ثبت این مجلات را جویا می‌شود، ولی به نظر می‌آید که این پایگاه پس از چاپ سر وقت تعدادی شماره از یک مجله و داشتن شرایط‌ حداقلی‌ای که کسب آن ساده است آن‌ مجله را در مرحله‌ی اول ثبت می‌کند و پس از یکی دو سال به بررسی کیفی آن می‌پردازد و در صورت داشتن IF مناسب و دیگر شاخص‌های کیفی آن‌ را در فهرست اصلی قرار می‌دهد.
۶- سه مجله‌ی اول تقریبا در هر زمینه‌ای که فکر کنید مقاله می‌پذیرند و چاپ می‌کنند.
۷- در سایت برخی از این مجلات حتا آدرس پستی یا ایمیل مشخصی که بتوان با آن‌ها تماس گرفت نیست.
۸- این مجلات از عطش فراوان
ایرانیان در ۳-۲ سال گذشته برای چاپ در مجلات آ‌ی‌اس‌آی نهایت استفاده‌ی مالی را می‌برند. این هجوم البته به دلیل مقررات غلط وزارت علوم و دنباله‌روی خیلی از دانشگاه‌هاست که بعضا هر تر دکتری ضعیفی را فقط با داشتن یکی دو مقاله‌ی آی‌اس‌آی قبول می‌کنند و هیات ممیزه‌ی بعضی از دانشگاه‌ها هم تنها از جمع امتیازهای مقالات آی‌اس‌آی یک عضو هیات علمی (و بدون توجه به کیفیت آن‌ها) او را به مرتبه‌ی بالاتر ارتقا می‌دهند. معاونت‌های پژوهشی برخی از دانشگاه‌ها هم به این مقالات جایزه‌ی خوبی می‌دهند. حتا شاهدیم که قبولی بعضی از این مقالات در رسانه‌ها ظاهر شده است.

بنابراین یک حالت «برد-برد-برد» ایجاد شده است: ناشران این مجلات به پول خوبی از نویسندگان ایرانی می‌رسند، برخی از این نویسندگان هم به مدرک دکتری و مرتبه‌های بالاتر دانشگاهی‌ (شاید حتا دانشیاری و استادی) نايل می‌شودند، و
آمار «تولید علم‌» هم که مورد علاقه‌ی شدید وزارت علوم است بالا می‌رود! هزینه‌ی این کار را هم عمدتاً معاونت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها می‌پردازند.

متاسفانه در خیلی جاها هم کیفیت مقالات و تقلبی بودن احتمالی آن‌ها بررسی نمی‌شود، در نتیجه امکان انجام تقلب علمی فراهم شده است.

خوب ما می‌خواهیم این مجلات را بررسی کنیم و نیاز به داوطلب داریم:
۱- هر کدام از این مجلات چه‌قدر «حق تالیف‌» می‌گیرند؟
۲-مسولان اصلی این مجلات چه کسانی هستند؟
۳- آیا اعضای هیات تحریریه‌ از این‌که نامشان در آن‌جا ثبت شده مطلع‌اند؟ اخیرا نمونه‌هایی بوده که فرد کلاً اظهار بی‌اطلاعی کرده است.
۳- درصد پذیرش، طول دوران داوری و کیفیت آن چگونه است‌؟
۴- چگونه و در چه بخشی از آی‌اس‌آی این مجلات ثبت شده‌اند؟ مثلاً آقای دکتر مهدیان نتوانسته است نشانی از ثبت مجله‌ی AJAS در آی‌اس‌آی پیدا کند (با این‌که خود آن‌ها مدعی‌اند). برای این‌کار حتا می‌توان با مسولان آی‌اس‌آی تماس گرفت.

اگر داوطلب همکاری در این مطالع هستید (با مشخص کردن بخش مورد نظرتان) ما را با ایمیل با ذکر در بخش نظرات مطلع کنید. از هر نظر دیگر شما هم در این مورد استقبال می‌کنیم‌.

ضمناً گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که پس از شروع به کار این بلاگ، علاوه بر اقدامات نماینده‌ی WASJ و حتا تهدید او به بستن این سایت، از طرف مجله‌ی AJAS هم یک کمپن ارسال ایمیل به مقام‌ها و برخی اساتید دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد تا بلکه نام این مجله از فهرست مجلات کم‌ارزش حذف شود؛ در این مورد بعدا بیش‌تر صحبت خواهم کرد.

تا بعد!

۱۳۸۷ مهر ۳, چهارشنبه

موردی دیگر از چاپ مقاله‌ی کپی

این‌بار به دلایلی نام نویسنده‌ی ایرانی سیاه شده است.


مقاله‌ی اصلی:




مقاله‌ی تقلبی که قسمت‌های متفاوت آن زرد شده است‌:




با تشکر از فردی که این دو مقاله را برای من ارسال کرد و کار تطابق دقیق آن دو را انجام داده است.

شغل های جدید!

این مطلب را آقای مهندس ازناوه از دانشجویان شریف دانشگاه شهید بهشتی از سایت بالاترین برگزیده و برایم هرستاده اند:
"دانشجويان رشته مهندسي در حال برگزاري امتحان بودند كه يكي از دانشجويان پسر، متوجه يكي از سوالات امتحاني نشد بنابراين از استاد مربوط به آن درس كه در جلسه امتحان حضور داشت خواستم نزد جوان دانشجو برود تا اشكال وي را رفع كند. وقتي استاد، بالاي سر جوان دانشجو رفت، متوجه شد كه وي را حتي براي يك مرتبه هم در كلاس درس خود مشاهده نكرده است، در حالي كه مشخصات كارت دانشجويي وي با يكي از شاگردانش مطابقت دارد بنابراين ماجرا را با من كه مدير دانشگاه بودم در ميان گذاشت و جوان دانشجو را تحويل پليس داديم. به دنبال اين شكايت، پرونده به مركز پليس تهران ارسال شد و جوان دانشجو مورد بازجويي‌هاي پليسي قرار گرفت و با اعتراف به جرم خود گفت: در رشته مهندسي فارغ‌التحصيل شده‌ام و در جستجوي كار بودم تا اين‌كه چند هفته قبل از طريق نيازمندي يكي از روزنامه‌ها آگهي استخدام فوري براي جويندگان رشته مهندسي را خواندم و با شماره تلفن ثبت شده در متن آگهي تماس گرفتم و براي ملاقات با مرد آگهي‌دهنده از شهرستان به تهران آمدم و با وي ملاقات كردم. وي افزود: آن مرد به نام بهنام بيان كرد كه وضعيت نمرات درسي‌اش بد است و از من خواست به جاي او در جلسات امتحان حاضر شوم و در قبال هر امتحان مبلغ 100 تا 200 هزار تومان دريافت كنم. ابتدا قصد همكاري با وي را نداشتم، اما به خاطر مشكلات مالي و نداشتن كار مناسب قبول كردم و با جعل كارت ملي، شناسنامه و كارت دانشجويي وي در جلسه امتحان حاضر شدم كه با هوشياري استاد مربوطه ناكام ماندم."
در ضمن آقای ازناوه که شرافت علمی ایشان مثال زدنی است در مورد مشابهی در حوزه پژوهش سئوالی را مطرح کرده اند:
به نظر شما هزینه کردن برای انجام تحقیق تقلب محسوب نمی‌شود و شایسته‌ی برخورد نیست؟
البته منظور ایشان پرداخت حق چاپ به مجله های معتبر نیست. مواردی مثل اینکه مقاله را یک نفر می نویسد و دیگری بدون هیچ سهم علمی هزینه ثبت نام در کنفرانس یا چاپ در مجله را، در قبال درج نامش در مقاله، می پردازد موضوع سئوال ایشان است. در حوزه دانشجوئی نیز آگهی رسمی در جراید دیده ایم که به صورت حرفه ای پایان نامه تهیه می کنند. آن هم توسط دانش آموختگان توانا که بیکار مانده اند و هنوز جلای وطن نکرده اند. موارد تاسف بار دیگر بسیار است، از جمله دریافت وجه برای نوشتن کتاب، دادن باج به استاد راهنمای رساله از طریق درج نام وی به عنوان نویسنده اول در حالیکه کتاب قبل از آشنایی آنها آماده چاپ بوده است. درد آقای ازناوه و دانشجویان و اساتید شریف در اینجا و آنجا اینست که همه این ناهنجاری ها و زشتی ها را می بینند و فریادشان در گلو خفه می شود. باشد که این وبلاگ فریاد ها را به جایی برساند. چرا تاکنون یک مقام رسمی و مسئول نظری نداده است؟

۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

آبروی مومن

بنام خدا- در پست مربوط به دیالوگ بین دکتر قدسی و نماینده WASJ در ایران از ریختن آبروی مومن شکایت شده بود. در نظری که آقای صابر در زمان September 21, 2008 7:16 PM ارائه کرده اند مطلب مهمی از یک مقاله مهمتر به این آدرس نقل کرده اند. توصیه اکید دارم که آن مقاله را بخوانید. در فرازی از آن بخشی از نامه 53 نهج البلاغه آمده است:
"فرمان اميرالمؤمنين (ع) به مالک اشتر درباره کارگزاران متخلف: «اگر يکي از آنان دستش را به خيانت آلوده ساخت... گريبانش را بگير و به خاک مذلت و خواري اش بنشان. داغ خيانت را بر او بزن و قلاده بدنامي و ننگ را بر گردنش بيفکن» (نامه 53)"
پر واضح است که کارگزار مالک اشتر از خیلی از این مومنان، که نماینده محترم WASJ
نگران آبروی آنان است، مومن تر بوده است.
در حوزه کار ما دانشگاهیان آیا مقاله چاپ شده دیگران را از نو بنام خود چاپ کردن خیانت به علم و "تولید علم" نیست؟ آیا، به بهانه توصیه مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی مبنی بر تولید علم، خیانت نیست که مطالب تکه تکه از اینجا وآنجا وصله پینه کرده را به صورت مقاله ارائه کنیم؟ یا مطالب کم ارزش سرهم بندی شده، که هر دانشجوی کارشناسی رشته مربوطه را به خنده وامیدارد، را آب و رنگی داده و برای این مجله های معلوم الحال بفرستیم و پول چاپ آن را هم از محل اعتبارات پژوهشی دولتی بپردازیم؟ آیا من استاد خیانتکار نیستم اگر هر دانشجوئی مطلب خوش آب و رنگی تهیه کرد (یا کپی کرد) و نام مرا هم رویش گذاشت بدون مطالعه دقیق و تایید درستی مطلب و اصل بودن نتایج ادعا شده اجازه ارسال بدهم؟ اصلا چرا باید ارسال کننده دانشجو باشد؟ چرا استاد خودش مسئولیت ارسال را نمی پذیرد؟
به نظرم میرسد این خیانت ها نیز دز حوزه دانشگاه مشمول همان فرمان حضرت امیر باشند.

درج تاریخ های دریافت، اصلاح و پذیرش مقاله در مجله های معتبر

بنام خدا- به نظر میرسد یکی از دلایل درج تاریخ های دریافت، اصلاح و پذیرش مقاله در مجله های معتبر این باشد که در صورت ارائه مطلب مشابه در جای دیگر در صورت کپی بودن مقصر معلوم شود و در غیر این صورت امتیاز کشف مطلب از آن کسی باشد که زودتر مطلب را برای مجله فرستاده است. آیا مجله هائی که در فهرست حاشیه این وبلاگ جای دارند چنین اطلاعاتی را درج می کنند؟
AJAS که نمی کند. براستی چرا؟